{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

for me

part: 36
از پشت سر دختر یه مرده اومد که سنش بالا میزد و نسبتا خوش پوش بود

..:بیبی؟ چیزی شده؟
ینا: عا..نه فقط اومدم اینجا رو یه نگاهی بندازم
..:اها...اینا کی هستن؟ اشناهات هستن؟
ینا: عامم...این ش..شوگا هست قبلا یبار دیگه اینجا هم رو دیده بودیم
..:خانوم کنارشون چطور؟

ا/ت پیش دستی کرد و لبخندی زد و به شوگا نزدیک تر شد

+:من دوست دختر شوگا هستم ا/ت

شوگا از حرف ا/ت تعجب کرد ولی به روش نیاورد و کمر ا/ت رو گرفت

...: خیلی خوشبخت هستم منم چول هو دوست پسر ینا هستم
+:همچنین
...: عزیزم بریم؟ بچها منتظرن
ینا که کل مدت توی شوک بود و حتی لحظه ای چشم برنمیداشت ازمون زیر لب باشه ای گفت و بعد همراه چول هو رفت


+:خودش بود؟
-:خودش بود
+:نقشم چطور بود؟ الان میفهمه تو ام همچین به پاش نشستی
-:ممنون(لبخند)
+:وایسا ببینم عکس کاپلی عه رو برای این میخاستی؟
-:اره

شوگا هدایتم کرد به سمت نیمکت و نشستیم روش بعد دستشو پشت گردنم گزاشت و منو به خودش نزدیک کرد

-:خب خب، پس دیگه باید بهت بیبی بگم؟
+:عه نخیر دیگه پسرخاله نشو جلو اون اینطوری گفتم
-:یک ماه قبل از اینکه برم اسپانیا با پسرا اومدیم اینجا..اولین بار ینا رو اینجا دیدم و ازش خیلی خوشم اومده بود، بهش درخاست دادم و اونم قبول کرد بعدش من رفتم اسپانیا و یکم رابطمون کمرنگ شد.....چند وقت بعد پسرا بهم گفتن رفتن کافه و دیدن ینا با یه پسره اونجا بوده...یعنی زمانی که با من بوده با اونم بوده
+:شاید...برادرش بوده خب
-:نه بهش گفتم و یکم بهش فشار اوردم و اونم با کمال پرویی گفت اره نه تنها با شما دوتا بودم بلکه با یکی دیگه ام هستم

شوگا چند لحظه ای مکث کرد و بعد زد زیر خنده و گفت: بخاطر همینه کوک گفته دختره خرا*ب
+:عاو پس برا همینه فقط لاس میکنی با بقیه
-:خب بعد از این اتفاقات به این نتیجه رسیدم که هم عشق و هم ادم ها خودخواه هستن، بعدشم من کی لاس زدم با بقیه؟
+:با من همیشه میزنی میگم شاید با بقبه ام بزنی

شوگا چند لحظه ای توی چشم های ا/ت نگاه کرد و ا/ت هم همینطور
کشش بینشون خیلی عمیق تر شده بود و این نزدیکی فیزیکی بینشون این اتش خاستن رو چند برابر میکرد
شوگا کمی نزدیک صورت ا/ت شد و بعد از نگاه کوتاهی به لب ا/ت گفت
دیدگاه ها (۸)

for me

for me

for me

for me

for me

سناریو درخواستی BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط